‏نمایش پست‌ها با برچسب ندارد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ندارد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

بله!

می دونی! این روزها زیاد حرف می زنم. داره کم کم عادتم می شه.
می دونی! نمی ذارم بشه. ترکش می کنم.

پی نوشت: دوست من! سخاوتی در کار نیست؛ اما خب! شاید لزومی هم نداشته باشد. چه کسی می داند، شاید حق با شما باشد! از تذکر شایسته تان سپاسگزارم.

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

احتمال

احتمالن در حال پردازشه. احتمالن داره داده ها رو آماده می کنه برای تبدیل شدن به تصمیم؛ به اتفاق؛ به سرنوشت.
احتمالن تصمیم سختی می خواد بگیره که پنج برعکس اینقد داره درد می کشه.
بی خیال احتمالات! هر چی که باشه، قبل از همه اگه خبردار نشم، آخرین نفر نخواهم بود.

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

یگانگی

گفتی من می گم اگه پیش بیاد؛ اما تو نمی گی.
گفتم می گم. گفتی معمولن که اینطوری نیست. خدا کنه بگی.
پیش اومد. گفتم. خب چی شد؟ اصلن واسه چی گفتی بگو؟ وقتی گفتن و نگفتن، فرقی نداشت.

پی نوشت: دیوانه از قفس پرید.