احتمالن در حال پردازشه. احتمالن داره داده ها رو آماده می کنه برای تبدیل شدن به تصمیم؛ به اتفاق؛ به سرنوشت.
احتمالن تصمیم سختی می خواد بگیره که پنج برعکس اینقد داره درد می کشه.
بی خیال احتمالات! هر چی که باشه، قبل از همه اگه خبردار نشم، آخرین نفر نخواهم بود.
احتمالن تصمیم سختی می خواد بگیره که پنج برعکس اینقد داره درد می کشه.
بی خیال احتمالات! هر چی که باشه، قبل از همه اگه خبردار نشم، آخرین نفر نخواهم بود.